فقر بلاي جان محيط زيست
(سيدمحمود آيت اللهي موسوي)


 

 همواره در مبحث فقر صحبت از همه چيز مي شود به جز محيط زيست . در اين نوشتار مختصر مي كوشم رابطه فقر با محيط زيست را توضيح بدهم.
فقر در چندين حوزه قابل مطالعه است. مثلا فقر اقتصادي ،فقر فرهنگي ،فقر سياسي و غيره. مطالعه فقر در حوزه هاي گوناگون است.اين حوزه ها از نظر علمي تعريف شده هستند و مي توان تاثيرات متقابل آنها را نيز ارزيابي و حتي به طور مشخص شناسايي كرد
فقر اقتصادي مانند عملكرد اقتصادي بنيادي است و قاعدتا ديگر حوزه ها را بيشتر تحت تاثير قرار مي دهد. اين پديده حاصل توزيع غير عادلانه ثروت در جوامع بشري است و هيچ جامعه اي به طور كامل از آن مبرا نيست. شدت و ضعف آن بستگي به دو عامل چگونگي مالكيت بر وسايل توليد و امكانات ثروت و نيز رونق اقتصادي و تلاش عمومي جامعه دارد .
در اينجا نقش سياست بعنوان رهبري سيستم از طريق مجموعه ساختارهاي حاكم و مجري نقش حساس و در نهايت راهبردي و كاربردي پيدا مي كند. نارسايي در عوامل بالا مولد فقر است و اين تابعي است از متغير اقتصاد و سياست . در حوزه فرهنگي و سياسي اگر كمبود ها و نارسايي ها را بررسي كنيم به پاره اي برداشت هاي نادرست از بعضي اعتقادات مي رسيم. از ميان اين موارد عديده مفهوم اعتقادي «انسان اشرف مخلوقات است» قابل توجه است.
اين مفهوم كمابيش با همين مضمون در ميان اعتقادات ديني-مذهبي پاره اي ملل جهان ديده مي شود، به ويژه در كشورهاي اروپايي و بخشي از آسيا. استنباط غلط از اين اعتقاد در حوزه فرهنگي و سياسي به عامل مشوق سوداگري از حداكثر امكانات تبديل شده و اينجا است كه انسان را دچار فقر فرهنگي در تعامل با طبيعت مي كند. انسان «اشرف مخلوقات»خود را حاكم مطلق بر طبيعت مي داند و مي كوشد از طبيعت بي قيد و شرط بهره ببرد و فراموش مي كند كه خود جزيي از اين محيط است.
انسان موجودي پيراموني است. در محيط زاده مي شود و در محيط مي ميرد و تجزيه مي شود. او در گذشته دور جزو زنجيره غذاي طبيعت طعمه حيوانات گوشت خوار بوده است و كم كم خود را از دسترس زنجيره غذاي ساير حيوانات و موجودات زنده در دوران حيات جدا كرده و خود مانند درنده ترين حيوان در راس هرم زنجيره غذاي طبيعت همه حيوانات و حتي شكارچيان طبيعي را در سفره غذاي خود گرد آورده است. از طرف ديگر با بي توجهي به محيط و زيستگاه خود مصنوعات را گسترش داده و در اين روند توليداتش با جنبه هاي عظيم تخريب حتي لايه حفاظتي كره مسكوني ما را پاره كرده است.
انفجار جمعيت كه خود معلول فقر فرهنگي- اجتماعي با ريشه هاي آشكار اقتصادي است، به عنوان عامل اصلي وفعال در خدمت گسترش ابعاد تخريب طبيعت قرار گرفته است.
فقر اقتصادي، بيكاري، اعتياد و فقر فرهنگي را رواج مي دهد و مستقيما به عنوان عاملي فعال و آشكار دست به تخريب محيط زيست مي زند. به طور مثال در گفت وگو با يكي از مديران برجسته سازمان حفاظت محيط زيست كشور كه انسان دلسوز و مسوولي است، شنيدم كه فقر سالانه 13 هزار هكتار جنگل را در كشورمان مي سوزاند. هنوز روستاهاي دور افتاده اي هست كه اهالي آن براي گرم كردن خود در پاييز و زمستان درختان جنگل را به هيزم تبديل كرده و به شكل ابتدايي در اتاق مي سوزانند و چون دود متصاعد از اين آتش از سوراخ سقف به تنهايي نمي تواند خارج شود مجبور مي شوند، در اتاق را باز كنند و براي ادامه گرم كردن اتاق مجددا چوب مي سوزانند. اجاق آنها اغلب در ميانه اتاق است و دودكشي سوراخي در ميانه سقف. او افزود كه مطالعات ما نشان مي دهد اگر به اين روستاييان بخاري بدهيم كه چوب خوب بسوزد،به جاي 13 هزار هكتار فقط هزار هكتار از جنگل ها از بين مي رود.
در سفر به شمال ايران به حاشيه جاده ها نگاه كنيد، خواهيد ديد كه سراسر به شكلي غير قابل تصور آلاينده هاي طبيعت بر پوشش سبز زمين خودنمايي مي كنند. بر سر شاخه بته ها و درختچه ها پلاستيك كيسه هاي زباله و غيره آويزان است.
جوي‌هاي آب در هركجاي ايران غرق در قوطي هاي فلزي،پلاستيكي و زباله هاي آلاينده طبيعت هستند.
زباله در ايران هنوز تفكيك نمي شود. بازيافت زباله كه امروزه در جهان مورد متد اول شده است هنوز در ايران انجام نمي گيرد. مي توان مستقيم بازيافت زباله را با درآمدي كه از فرآورده هاي آن به دست مي آيد خودگردان كرد.
در حوزه مسووليتم كه مديريت و نظارت بر پروژه دهكده گردشگري جزيره آشوراده از طرح تا اجرا است و نيز طراحي بندرگاه در اراضي اسكله بندر تركمن با موارد آشكار آسيب زدن به محيط زيست روبرو شدم. مثلا در شهر بندر تركمن، فاضلاب رو باز است و پس از آلودن كوچه و فضاي شهر در كانال‌هاي روباز به طرف دريا هدايت مي شود ودر نهايت در كنار منطقه مسكوني سابق شيلات به دريا مي ريزد. فاضلاب با همه آلودگي‌هاي مهلك براي موجودات زنده به خانه بزرگ ماهي هاي خزر مي ريزد. انتقال ويروس ها و باكتري‌هاي مهلك به حيات دريا به مثابه انتقال بيماري‌ها در سطح جامعه است. اين روند به طور بطئي و گاه ناگهاني انجام مي گيرد و تاكنون هيچ اقدام عملي براي رفع اين آلاينده دهشتناك نشده است. شهرداري بندرتركمن اعلام كرده كه پروژه اي در سال آينده براي بازيافت فاضلاب در دست مناقصه خواهد بود. چه زماني به اجرا در خواهد آمد ، هنوز اطلاع داده نشده است.
تابستان وقتي وارد جزيره آشوراده مي شوي هجوم پشه و حتي مگس آزار دهنده است و مويد اين واقعيت است كه در جزيره زباله وجود دارد! اين جزيره كه در گذشته به نام آبسكون محل زندگي كارمندان شيلات، ماهيگيران و شهروندان ديگر بوده است، هرگز بازيافت زباله و بازيافت فاضلاب را به خود نديده است. در اثر بالا آمدن آب خزر، منطقه مسكوني را آب فراگرفته و باعث تخليه منازل و فروريختن آن‌ها شده است. تنها شيلات و صيد خاويار مانده و جزيره اي متروكه كه مي تواند با اجراي يك پروژه گردشگري نمونه الگوي حفاظت از محيط زيست باشد. اما در جامعه جهان سومي رسيدن يه اين هدف كه خود آغاز الگو سازي براي حفاظت از محيط زيست است بايد از سد فقر بگذرد؛ فقري همه جانبه.
روزگاري مي پنداشتند كه طبقه متوسط جامعه را انسا‌ن‌هايي تشكيل مي دهند كه در تلاش براي ثروتمند شدن موفق نمي شوند و اكثرا به طبقه كارگري مي پيوندند و اين طبقه به تدريج محو مي شود و جامعه بين دو قطب بورژوا(سرمايه دار) و پرولتاريا(كارگر)تقسيم مي شود. اما واقعيت نشان داده كه دائم از طبقه سرمايه دار و طبقه كارگر به طبقه متوسط مي پيوندند و اين طبقه همواره با تفكر و فرهنگي التقاطي و سيستم نايافته در عرصه اقتصاد- سياست و اجتماع حضور فعال خود را حفظ مي كند.
فرهنگ سرمايه دار كوچك و متوسط همراه با دلهره، شك و عدم تعيين همراه است. فرهنگ طبقه سرمايه دار بزرگ برنامه ريزي با اطمينان و حضور قاطع با سلطه است. اولي با دلهره خطر ورشكستگي به سر مي برد و دومي با خاطره استخدام ورشكسته ها و به كار بست تجاربشان در مديريت توليد و تجارت سيستم خود،گام بر مي دارد.
تا آنجا كه آگاهي علمي انسان را تسخير نكرده باشد، جايگاه اجتماعي و خانوادگي فرد نقش فعال خود را در همه عرصه هاي فكري و اجراي جامعه نشان مي دهد. اين پديده كه قادر نيست از فقر فرهنگي بكاهد به آن مي افزايد.
حفاظت از محيط زيست در ايران پديده اي نو‌پا است. بحث هاي فلسفي، سياسي و اجتماعي همراه تئوري‌هاي اقتصادي در بسته بندي فرهنگي افراد برخورد با مسايل را تشكيل مي دهد. تناقضات، عدم هماهنگي فكري و فقدان سيستم فلسفي در درك مضرات و ارايه طريق خود نمايي مي كند. اين همه، همراه فقر اقتصادي در ابعاد وسيع اجتماعي به همراه فقر فرهنگي توده ها در جامعه سنگ راه حفاظت از محيط زيست شده است.
از انسان گرسنه چه توقعي براي حفاظت از محيط زيست مي توان داشت. او خود در محيط زيست در حال غرق شدن است و به هر چه برسد چنگ خواهد زد. فساد شكار، خشونت پاركبان، قاچاق خاويار، آلوده كردن گردشگاهها، كارخانه هاي بدون فيلتر، برج سازي سوداگران سرمايه، اتومبيل هاي فرسوده با توليد حداكثر منواكسيد كربن و كمبود وسيله نقليه عمومي ، همه و همه پيامدهاي فقر همه جانبه جامعه توسعه نيافته يا در حال توسعه است.
در قرن هجدهم در اروپا طبقه بورژوازي شكل يافت و در حوزه انديشه، منطق امور واقعي به جاي فال و كشف و شهود قرار گرفت. با توسعه علم و تكنولوژي در قرن نوزدهم و شكل گيري طبقه كارگر صنعتي به تدريج در قرن بيستم اكثريت جامعه را فرا گرفت، به طوري كه همه كاركنان، مهندسان، اساتيد و معلمان را نيز شامل شد، يعني همه آن‌ها كه با فروش نيروي كار فيزيكي يا نيروي فكري خود زندگي مي كنند اكثريت قريب به اتفاق، نيروي انساني توسعه پايدار جامعه را ايجاد كردند و با تشكيل انواع تشكل ها كوشيدند در مقابل سوداگري بي عنان سرمايه موانع لازم را ايجاد كنند.NGO ها در اين جوامع متولد و حافظ منافع اكثريت مردم شدند.
حفاظت از محيط زيست در اواخر دهه 70 ميلادي و در دهه هشتاد و نود روند تكوين خود را به عنوان يك سيستم طي كرد. در اوايل، درك از حفاظت محيط زيست، بستن و محصور كردن مناطق حساس بود، به طوري كه حضور انسان را در محيط منع مي كرد.
به تدريج آمار اتفاقات در پارك هاي طبيعي و محدوده ها نشان داد كه عدم حضور انسان در اين محدوده ها به محيط زيست لطمه زده است. در اينجا تلاش دانشمندان و مهندسان براي حفاظت از محيط زيست بر پايه ديگر آغاز شد. اين پايه، طبيعت به علاوه انسان آگاه است؛ انساني كه خود را جزيي از طبيعت بشناسد.
در ايران هنوز روش هاي جديد حفاظت از محيط زيست به مرحله كاربردي نرسيده است.رابطه عملكرد گسترده حفاظت از محيط زيست با توسعه پايدار به طور عملي درك نشده است و نقش آن در سمت گيري جامعه به طرف عدالت اجتماعي هنوز مدنظر مسوولان نيست.
مولفه هاي توسعه پايدار به طور عمده عبارتند از تعهد در حفاظت از محيط زيست، رونق اقتصادي و عدالت اجتماعي

 


تعهد در حفاظت از محيط زيست يعني حضور فعال مردم- بدون واسطه- در حفاظت محيط زيست،يعني پيوستن درك از حفاظت محيط زيست به حوزه فرهنگي در جامعه و اين عنصر ارزشمند حاصل نمي آيد مگر با همراهي و همكاري رونق اقتصادي.
يكي از عرصه هاي مناسب براي تركيب اين دو و ايجاد بستر آموزشي براي همه جامعه ساختن مناطق نمونه گردشگري است. در اين مناطق كه در معرض مشاهده و نظارت همه اعضا است. با به كار بست همه اشكال ساده (كه فرد مي تواند رعايت كند)و پيچيده(كه احتياج به صفت دارد) در همان دوره چند روز يا چند هفته گردشگري اعضاي جامعه با روش هاي حفاظت محيط زيست آشنا مي شوند و چون اجبار در رعايت موازين حفاظتي حاكم است كم كم به اين امر عادت مي كنند. به طور مثال مسوولان آغازگر توسعه جزيره كيش چنين كاري را انجام دادند كه هنوز مي توان گفت جزيره كيش حدودا فضاي سبز و تميزي است. هر چند بعد ها طرح جامع اجرا نشد و پاره اي ساخت و سازهاي مغاير با رعايت موازين حفاظت محيط زيست انجام يافت.
در عين حال اگر رونق اقتصادي سمت و سوي عدالت اجتماعي را رعايت نكند و صرفا در جهت فربه شدن يك طبقه از جامعه سير كند، سيستم توسعه پايدار عملكرد بطئي خود را از دست داده و اجزاي آن يعني تعهد در حفاظت محيط زيست و رونق اقتصادي با نابساماني هاي اجتماعي، مبارزات سياسي طبقاتي و بحرانهاي اقتصادي و نهايتا فرسودگي، نيروي كار منحل مي شود.
وفاداري بر برنامه توسعه پايدار شرط اصلي براي آموزش و ارتقاي سطح درك و تعهد شهروندان در حفاظت محيط زيست است. اين امر مستقيما در دست سيستم حكومتي و مديريتي جامعه انساني و در ارتباط تنگاتنگ با توزيع ثروت در ميان اكثريت جامعه است. تنها مي توان از جامعه اي توقع تعهد در حفاظت محيط زيست را داشت كه اكثريت شهروندان در رفاه نسبي زندگي كنند و دغدغه نان شب، اجاره بهاي مسكن و هزينه درمان و ديگر هزينه هاي بنيادي زندگي را نداشته باشند. در جامعه اي كه حفاظت محيط زيست عنصر فرهنگي نشده باشد، فقر فرهنگي در اين زمينه را در ميان اعضاي مرفه و ثروتمند جامعه نيز مي توان بسيار مشاهده كرد.
توسعه پايدار گردشگري با توسعه پايدار در كل جامعه ارتباط دارد و جزيي از آن به حساب مي آيد. لكن چون حوزه گردشگي در اقتصاد به طور روز افزون جاه و مقام بالاتر و مستقلي در پيوند سازمان يافته با ساير حوزه هاي اقتصادي اجتماعي و فرهنگي پيدا مي كند، مي تواند پيشتاز فرهنگ سازي در مديريت توسعه پايدار و نهايتا در تحقق امر تعهد در حفاظت از محيط زيست باشد.
نمي توان نقش نگهبان هاي مسلح محيط زيست را در كنترل شكار غير مجاز ناديده گرفت وتلاش هاي اين نيروي اجرايي شايسته قدر داني است اما با اسلحه نمي توان محيط زيست را حفظ كرد.
يك مثل چيني مي گويد:قدرت سياسي از لوله تفنگ بيرون مي آيد. اينجا اسلحه پاركبان مي تواند در خدمت جا انداختن سياست هاي گونه به گونه و سيستم نيافته در حفاظت محيط زيست ، نظم قانون و اهميت زندگي شهروندان را به مخاطره بياندازد و در پاره اي موارد دور از چشم بازرسي كار را به حق كشي هم برساند. اين نابساماني را هم تنها در روند پيشبردي برنامه توسعه پايدار مي توان بسامان كرد، والا با دلسوزي ممكن نيست.
نقشNGO ها (نهاد هاي مردمي غير دولتي) در اين روند بسيار موثر است به شرطي كه اين نهاد ها مسلح به دانش روز باشند و اعضاي آنها در خدمت مقاصد سياسي نا مربوط به اهداف اصلي حفاظت از محيط زيست قرار نگيرند. متاسفانه در جامعه در حال توسعه اين شرط همواره محقق نيست.
در ارتباط با توسعه پايدار گردشگري مساله مالكيت بر اراضي موضوعي بسيار مهم و حساس است. در اكثر موارد اراضي فوق متعلق به منابع طبيعي است و دو نظريه در اينجا مقابل هم صف آرايي مي كنند.
يك نظر بر مالكيت دولتي و حفظ آن اتكا دارد و اين امر را در خدمت از ميان بردن زمين خواري و فساد اقتصادي و نهايت كم كردن بحران اقتصادي مي داند. نظر ديگر بر خصوصي سازي و ايجاد امنيت براي سرمايه گذاران در عرصه گردشگري تكيه مي كند و اين واقعيت را شفاف مي كند كه سرمايه گذاران به ويژه سرمايه گذاران خارجي حاضر به سرمايه گذاري در ملك دولتي كه هر از چند گاهي با تغيير سياست و در پي آن تغيير مديران دستخوش تصميمات گوناگون و ضد و نقيض مي شوند نيستند و با اين ترتيب نمي توان به جلب سرمايه و رونق اقتصادي در اين زمينه پرداخت.
آيا مالكيت دولتي راه حل عمومي است. اگر بپذيريم كه مالكيت دولتي بر اراضي پروژه هاي گردشگري مانع سرمايه گذاري مي شود ، در تغيير اين سياست نبايد درنگ كرد، چون هدف رونق اقتصادي و توسعه پايدار است و نظر اول نبايد به شكل عمومي تعميم داده شود. اين تفكر پس از 70 سال در اتحاد جماهير شوروي سابق شكست خورد . در عين حال همين نگاه در چين راه حل هاي ديگري را جست و به موقعيت هاي بزرگي هم دست يافته است.
در انگلستان بعد از كرامول، مالكيت شاه و ملكه بر عمده اراضي كشور محرز شناخته شد. اما با وام بهره پايين با اجاره 99 ساله به اهالي واگذار شد. اين پديده نيز در انگلستان مطلق نيست و ما املاك خصوصي نيز بسيار داريم كه بهاي آن بسيار بيشتر است و به علت همين اختلاف بها، مردم اجاره املاك ملكه اليزابت را ترجيح مي دهند.
جامعه ما ويژگي هاي خود را دارد. ما نمي توانيم در مورد مالكيت بر اراضي الگو برداري كنيم. جامعه عشيره اي ما كه با اتكا به در آمد نفت از طريق شبكه دولتي حقوق و مزايا روند شهرنشيني را با تقسيم غير عادلانه ثروت در طي قرن گذشته به دست آورده است و هنوز محور اصلي اقتصاد ما بر حول دكل هاي نفت مي چرخد ، با پشت سر گذاشتن دو انقلاب اجتماعي مشروطه و بهمن 57 كه روندهاي اداري– كارشناسي مديريتي و شكل، ظرفيت و افراد طبقات اجتماعي را دگرگون كرده است، با انگستان كه بدون انقلاب، رفرم هاي تدريجي و با اتكا به دمكراسي پارلماني و تشريفاتي بودن سلطنت در چارچوبي مشروط و تقريبا بي آزار به نرم هاي جا افتاده در عرصه مالكيت و چرخه اقتصاد كلان سرمايه داري متمركز دست يافته است، اصلا قابل مقايسه نيست و نمي توان از آن الگو برداري كرد. انگلستان يعني جامعه انقلاب صنعتي مبتني بر كار، علم، توسعه ابزار توليد و نهادينه شدن بنياد هاي اجتماعي و ساختارهايي فرهنگي همه جانبه و توسعه يافته همراه با بحران‌هاي ذاتي سرمايه داري بزرگ و متمركز. راه حل هاي مالكيت بر اراضي در ايران ما بايد با تحليل مشخص از شرايط مشخص و همواره در خدمت رونق اقتصادي و سمت گيري به طرف توسعه پايدار انتخاب شوند. در حوزه گردشگري دولت بايد با نظارت كامل بر اجراي پروژه هاي گردشگري كه تبديل به زمين خواري نشود راه جلب سرمايه گذاري را با خصوصي سازي آن دسته از اراضي كه بر آنها مستحدثات گردشگري بنا شود، باز كند. با رونق اقتصادي و اشتغال زايي فقر زدايي كند تا اسلحه رفاه زندگي، در خدمت حفاظت محيط زيست به كار گرفته شود.
 

خبر
رييس جمهور در جمع مردم بندر تركمن : جزيره آشوراده از مفاخرمحيط زيستي و گردشگري ما است
تلاش معاون اجرايي رييس جمهور براي حل مشكل دهكده گردشگري آشوراده
آغاز ساخت هتل هاي زنجيره اي ٣ ستاره كشور از بوشهر
آخرين تحولات دهكده هاي گردشگري يزد،بوشهر و بندرگز
نخستين گام هاي عملياتي محيط زيست براي حل مشكل آشوراده
درخواست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از سازمان حفاظت محيط زيست : مانع نقشه برداري از جزيره آشوراده نشويد
پاسخ سازمان مناطق گردشگري به روزنامه همشهري : سازمان حفاظت محيط زيست شبهه آفريني مي كنند
مدير و ناظر پروژه آشوراده اعلام كرد : آمادگي مشاوران پروژه آشوراده براي تعامل با كارشناسان محيط زيست
مدير عامل سازمان مناطق گردشگري در پاسخ به بازرس ويژه سازمان حفاظت محيط زيست : عجولانه قضاوت نكنيد
طرح دهكده گردشگري تهران ،آماده ارايه به منابع طبيعي
كارشكنان طرح هاي توسعه، پروژه‌هاي دهكده هاي گردشگري را به تعطيلي كشانده‌اند
موانع نقشه برداري از زمين هاي جزيره آشوراده را برطرف كنيد
طرح گردشگري شوراب، ‌مشكل اشتغال خرم آباد را حل مي كند
با در خواست سازمان مناطق گردشگري از استانداري يزد دهکده گردشگري تفت، براي تامين آب به کميسيون ماده ٣٢ رفت
آشوراده را به زيباترين منطقه گردشگري كشور تبديل مي کنيم
دهكده گردشگري تهران در ارتفاعات ولنجك و دركه تاسيس مي شود
گردشگاهي مدرن بر دامان البرز
گزارش
گزارش ١٩٠ صفحه اي سازمان مناطق گردشگري به سازمان بازرسي كل كشور
روابط عمومي سازمان مناطق گردشگري در گزارشي اعلام كرد : دهكده گردشگري عباسك بوشهر تا سال ١٤٠٠ قابليت سرويس دهي به ١٤٠٠ گردشگر ثابت را دارد
درخواست مدير كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان لرستان از منابع طبيعي  : واگذاري پارك جنگلي شوراب براي طرح هاي گردشگري ضروري است
 
محيط زيست ميلياردها تومان به سازمان مناطق گردشگري خسارت وارد كرده است
دهكده گردشگري كوير، گردشگران را به كوير گردي فرا مي خواند
دهكده گردشگري بندر گز در آستانه تعطيلي كامل
گزارش تصويري از سواحل بندر تركمن و جزيره آشوراده
يک، دو، سه، انفجار شادي در اولين شب سال ۲۰۰۶
گردشگري لرستان نيازمند توجه ملي
گزارش تصويري از خانه هاي تاريخي گميشان استان گلستان
گزارش تصويري از مخروبه هاي آشوراده
گزارش تصويري از ماهيگيران در بندر تركمن
گزارش تصويري از نخستين شب سال ميلادي در بوستون امريكا
۸ دهكده گردشگري در انتظار مجوز هاي دولتي
گزارش تصويري از قايقراني در آب هاي خزر
آشوراده آنگونه نيست كه بايد باشد
جزیره ای دور از نگاهها
مردمانی همزاد هنر
جزیره ای با قابلیت های نهفته
سمفونی رنگ و نور
طبیعت وحشی!
مردمان ترکمن
تغيير الگوي اقتصادي كرمان به اقتصاد گردشگري طرح سرمايه‌گذاري در دهكده گردشگري كرمان اعلام شد
جلب سرمايه‌گذاران ضامن حيات صنعت گردشگري